السيد الخميني

86

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

كردند . و غرب در شرق آن طور نفوذ كرد كه شرق خودش را باخت ، و محتواى بسيارى از جوانهاى ما را گرفت . اما ما گمان مىكنيم كه بايد تمام ملتها و دولتها توجه خودشان را به اين نقطه نظر منعطف كنند كه اين شكست روحى را از ملتها جدا كنند ، و گمان نكنند جوانهاى ما كه هر چه هست ، در غرب است ، و خودشان چيزى ندارند . ارتش در صدر اسلام اسلام ، در مقابل همهء دولتهاى طاغوتى ، براى انسان‌سازى آمده است . قرآن كتاب انسان‌سازى است . اگر انسان چنانچه در اين ممالك اسلامى تحقق پيدا بكند و اسلام برنامهء دولتها و ملتها باشد ، امكان ندارد كه ديگران بتوانند استفاده‌هاى نامشروع از ما بكنند . ما بايد اقتصادمان تابع اسلام باشد ؛ فرهنگمان تابع اسلام باشد ؛ ارتشمان ، ارتش اسلامى باشد . در صدر اسلام ارتش يك پناهگاهى براى ملتها بوده است ، محيط ارتش از محيط مردم جدا نبوده است ؛ محيط رُعب نبوده است ؛ محيط وحشت نبوده است . اگر ارتش ، دولت ، به وظايف ارتشى خودشان ، به وظايف دولتى خودشان ، به وظايف اسلامى ، عمل كنند ، محيط در يك كشور محيط محبت مىشود ؛ محيط آرامش روحى مىشود ؛ و اين هم براى ملت مفيد است ؛ و هم براى دولت ؛ و هم براى ارتش . و اگر محيط ، محيط ارعاب باشد - چنانچه در حكومتهاى طاغوتى است - محيط وحشت باشد ، اين براى ملت و خود دولت و خود ارتش بد است . و اينكه طاغوتيها محيط ارعاب ايجاد مىكنند براى اين است كه آنها براى ملت كار نكرده‌اند و خودشان را از ملت جدا كرده‌اند ، و از ملت وحشت دارند ؛ از اين جهت محيط را ارعاب ، محيط ارعابى درست مىكنند كه مردم را سركوب كنند . در صدر اسلام اين معانى نبوده است . ارتش اسلام از مردم جدا نبوده است . محيط هيچ وقت محيط ارعابى نبوده است . حكومتى كه در رأس جامعه بوده است با مردم ديگر فرقى نداشته است ؛ بلكه زندگىاش پايينتر بوده است . حكومتها نمىخواستند كه به مردم حكومت كنند ؛ مىخواستند خدمت كنند . اسلام حكومتها را موظف به خدمت كرده است . ارتش در خدمت ملت بايد باشد . حكومتها در